سال 1386 را سال کوروش بزرگ بنامیم دریغ است ایران که ویران شودما فرزندان ایران زمین سال 1386 را سال کوروش بزرگ نامگذاری میکنیم نگرشهاي پيچيده،انديشه اي ژرف. انسان - طبيعت - تفکر

نگرشهاي پيچيده،انديشه اي ژرف. انسان - طبيعت - تفکر
macromediaxtemplates for Your weblogList of Iranian Top weblogspersian Blogpersian Yahoo
Set As HomePage

explorer blog

New Page 5

نويسنده: الف نون پنجشنبه 17 اسفند 1385 ساعت 5:45 عصر

درود بر دوستان ارجمند


چنديست بنا به گرفتاري هاي شخصي کمتر مينويسم - بهانه يادداشت امروز تجديد يادي از اينجا بود و اينکه بگويم هنوز هستم .


اما بعد :


دوستانمان در تارنماي فرهنگي امرداد اقدام به کاري زيبا نموده اند که پيشنهاد ميکنم ياراني که به تاريخ و فرهنگ ايران عزيزمان علاقمندند به اين تارنما سر بزنند و از پيشکش نوروزي آن بهره جويند


در تار نماي فرهنگي امرداد آمده :


پيشکشي ارزشمند براي ايران دوستان


 


به خشنودي اهورا مزدا


درود بر ايران ياران فرهيخته اينک بر آنيم تا در آستانه نوروز 1386 خورشيدي ياد و نام پدر ايران را در خاطر ايران پرستاران به ارجمندي هنر ، هنرمند هم سرزمينمان ، استاد شکيبا زنده نگاه داريم .
بي گمان بسياراني از هموندان گران ارج با فرتور کوروش بزرگ و ماندانا ، اثر هنرمند معاصر - استاد شکيبا - آشنايي دارند . با کوشش فرزندان عاشق تاريخ و هنر نيا خاک اهورايي مان ، اين اثر غرور بر انگيز را در قابي زيبا و نفيس تهيه ديديم تا در حرکتي فرهنگي ، آنگونه که شايسته فرزندان کوروش بزرگ است ، در نوروز باستاني ياد و نام پدر ايران زمين را در خانه هاي ايراني طنين انداز کنيم .


 آرمانمان بر اين است اين حرکت هر چند کوچک را قدر دانسته و دست در دست يکديگر ضمن ارج نهادن به تلاش فرزندان اين آب و خاک ، سال 1386 خورشيدي را بيش از هرزمان ديگري با گرامي داشت ياد و خاطره افتخاراتي که کوروش بزرگ برايمان به ارمغان نهاده است ، آغاز نماييم . شوربختانه به سبب کمي زمان تا پايان سال جاري ، تنها تعداد يکسد عدد از اين تابلوي زيبا ممکن به ارسال براي خواستاران در تمامي شهر هاي ايران است .
..........


باقي را در امرداد بخوانيد


تلاش ميکنم پيش از نوروز نوشتاري به يادگار بنويسم
پاينده باشيد


پ.ن براي گسترده شدن بمب گوگلي فيلم 300 لينک مقابل را پخش کنيد و در هر جا که ميتوانيد لينک دهيد http://300themovie.info/


اندیشه های شما()

نويسنده: الف نون جمعه 24 شهريور 1385 ساعت 7:16 عصر


در پناه اشه يزداني


بهانه اين نوشتار سوالاتي بود که يکي از خوانندگان فرهيخته بنام آقاي محسن م  برايم ارسال کرده بود . همانطور که به خود ايشان ، بصورت خصوصي در پاسخ نامه شان گفتم ، بسيار شادمانم که چنين خوانندگان فرهيخته اي از اينجا بازديد ميکنند . چرا که هميشه گفته ام ، فرهيخته بودن با عالم بودن متفاوت است و انسان فرهيخته کسي است ، که نقاط سوال برانگيز خود را در مواجه با پديده هاي پيرامونش تقويت کند .  اين دوست مهربان که با توجه به بازديدي  که از وبلاگش داشتم ، وي را شخصي مذهبي يافتم ، در کمال ادب و متانت و بدون هيچ تعصب کورکورانه اي به طرح سوالاتش پرداخت . بسيار تمايل داشتم تا لينک مستقيم ايشان را در اين نوشتار بگذارم ، اما بنا به خواست خودشان از اين کار صرف نظر کردم .


بعد از اين مقدمه به سراغ سوالات وي که در خصوص اپستومولوژي کوانتومي ، حوزه هاي نگاه کوانتومي مطرح نموده اند ميرويم . متن سوالات به شرح زير است :


1-تعريفتان از دين چيست ؟


2-هدفتان از زندگي چيست ؟


3-با توجه به نوشته هايتان ، زماني که دين و عرفان و يا دين و علم و يا هر يک از اين ۵عنصر با هم تلاقي ميکنند بايد چگونه عمل کرد ؟



۴- آيا به نظر شما پيامبران به مردم دروغ مصلحتي گفته اند که از طرف خدا پيام آورده اند ؟ و آيا همه شان يک پيام را داشتند ؟


همانطور که از ظاهر سوالات بر مي آيد ، اين دوست مهربان ذهنش با مطالب نگاشته شده در گفتار هاي پيشين ، کاملا درگير شده و به رغم پيچيدگي آن ، سوالاتي در کليد هاي اساسي مباحث برايش پيش آمده . و اين را به فال نيک گرفته و خوشحالم از اينکه سوالات طرح شده براي رسيدن به ديالوگي مشترک طرح گرديده است .


پاسخ :


در معرفت شناسي کوانتومي ، دين بعنوان يکي از پنج عنصر فرهنگي تاريخ تمدن بشري مورد مطالعه قرار ميگيرد . بدين مفهموم که هيچ جايگاه ويژه و  خاصي براي آن در نظر گرفته نميشود .  بررسي هاي ناريخ اديان و دقت در کهن الگو هاي روانشناختي به ما نشان ميدهد، آغاز پيدايش دين در ذهن انسان رو به رشد ، از باور هاي جادوگري قبايل اوليه بوده است . اين بدان معنا است که آدمي در ابتداي شکل گيري شعورش نسبت به شناسايي خود در سياره زمين ، همواره دچار تنهايي و ترس بوده . از همين روي سلولهاي مغزي اش ، مستعد بوده اند تا براي ايجاد آرامش ، خود را متصل به نيرويي برتر و يا قدرتي بالاتر نشان دهند . به همين سبب با توجه به تجربيات اندکي که بشر از حضور شعورمندانه اش بر زمين ميگذشت ، در همان اندازه هاي کم مايه، از جادوگري آغاز نمود .


اين رويه به او در رخنمود هاي نيک و بد ، ظاهرا تعادل برقرار مينمود . و شايد اولين بارقه هاي تجربي اميد ، در ذهن بشر از همين نقطه نمايان گرديد . براي دانستن بيشتر درباره کهن الگو ها ميتوانيد به کتاب انسان و سمبولهايش نوشته پروفسور کارل گوستاو يونک مراجعه کنيد .


شايد بد نباشد به جمله اي از پروفسور يونگ در کتاب روانشناسي و دين اشاره کنم . ميگويد :


" به نظر من دين حالتي خاص از روح انسان است ، که بر طبق معني اصلي کلمه دين در زبان لاتيني ميتوان آن را به اين عبارت تعريف کرد : دين عبارت از حالت مراقبت و تذکر و توجه دقيق به بعضي از عوامل موثر است که بشر عنوان {قدرت قاهره } را به آن ها اطلاق ميکند و آن ها را به صورت ارواح ، شياطين ، خدايان ، قوانين صور مثالي ، کمال مطلوب ، و غيره مجسم ميکند . بشر طي تجربه خود به عواملي برخورده که آنها را يا آن قدر توانا يا خطر ناک يا مساعد يافته است که توجه دقيق به آنها را لازم بداند ، و يا آن قدر بزرگ و زيبا و پر معني ، که بخواهد آنها را با خضوع بپرستد  و دوست بدارد ، و بر اين عوامل نام هاي گوناگون گذاشته است . در زبان انگيليسي هر گاه ميخواهند بگويند که کسي از ته دل به کاري علاقه دارد ميگويند : { او به اين کار تقريبا علاقه ديني دارد {he is almost religiously devoted to his cause }


مثلا ويليام جيمز مي گويد که : فرد اهل علم غالبا ايمان ندارد ، اما حالتش حالت ديني است ." روانشناسي و دين – کارل گوستاو يونگ – انتشارات علمي فرهنگي 1382


دليلي که گفته شد براي دين هيچ جايگاه ويژه اي بعنوان عنصري از پنج عنصر فرهنگي بشر يا همان : دين فلسفه علم هنر و عرفان ، قايل نميشويم ، بدين مفهوم است که براي مطالعه اين ۵ عنصر هيچ بار ارزش اي نبايد  قايل شد . مگر اينکه هر يک از آنها را صرفا بعنوان پديده هايي موجود در فرهنگ و تاريخ تمدن بشر مورد مطالعه قرار داد . هرگونه هاله مقدسي که در " روند مطالعه " براي هر يک از ايشان قائل شويم ، ما را از مسير اصلي منحرف خواهد نمود . اما در ادامه پاسخ بايد مشخص نماييم که ما در تعريف دين به شکل مشخصي از آن نمي پردازيم . بلکه نماد کلي ان را در زندگي بشر مورد بررسي قرار ميدهيم . ادامه مطلب...

اندیشه های شما()

نويسنده: الف نون دوشنبه 23 مرداد 1385 ساعت 1:11 عصر

در پناه اشه يزداني
"گزارش، مقاله زير را بي ارتباط با مطالب بعدي در خصوص اپستومولوژي کوانتومي و روانشناسي کوانتومي نديدم . دانستنش را با شما دوستان قسمت ميکنم تا نوشتار هاي بعدي ، که ادامه مباحث پيشين خواهد بود . منبع : گروه اينترنتي وندا










 از ماتريکس خيالي تا ماتريکس واقعي

  images/200۶0810/0.jpg 
 


۴ مرداد 138۵ اشک شوق بسياري از ايرانياني که به مجله آنلاين Nature سرکي کشيده بودند، جاري شد. درخشيدن نام پرافتخار دکتر حسين استکي ، دکتر رضا افراز و دکتر روزبه کياني به عنوان نويسندگان مقاله برگزيده اين شماره Nature همان چيزي بود که اميد به توانستن و به نتيجه رسيدن را در قلب و ذهن هر ايراني پژوهشگري روشن کرد.
دکتر حسين استکي ، دانشيار دانشکده پزشکي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي و مسوول پژوهشکده علوم شناختي پژوهشگاه دانشهاي بنيادي اميدوار است 10 آگوست شاهد مجله اي باشد که طرح روي جلد آن تلفيقي از مسجد شيخ لطف الله اصفهان و تکه هايي از مغز است. طرحي که هم حاکي از اصفهاني بودن اوست و هم حکايت از کار بزرگ او و همکارانش دارد....
در خبرها خوانديم که شما مقاله اي در زمينه علوم شناختي ارائه کرده ايد. پيش از اين که وارد بحث اصل مقاله شويم ، بد نيست ما را با علوم شناختي آشنا کنيد. .......


ادامه مطلب...

اندیشه های شما()

نويسنده: الف نون دوشنبه 18 ارديبهشت 1385 ساعت 4:38 صبح


بنام خداوند


 اخلاقيات در معرفت شناسي کوانتومي



 
اگر نگاهي گذرا به گذشته اخلاقيات و پيدايش آن در ابتدايي ترين فرمولهاي اخلاقي انسان هاي آغازين بياندازيم ، در خواهيم يافت ، انسان در مواجهه با پديده هاي پيرامونش به فراخور عادات و کنش هاي رواني اش ، عمل هاي رخدادي اي اتفاق افتاده  که بعد ها ، دسته اي از آنها را اخلاقيات ناميدند . اين کنش ها ، تماما به صورت آني در ذهن انسان شکل مي گرفت که تکرار آن موجب مي شد تا نسل هاي بعد ، پس از پيدايش هر کنش به دليل تمايل به تقليد از گذشتگانشان بعنوان ساده ترين شيوه زندگي ، بي چون و چرا آندسته رفتار ها را تبعيت کنند .


بعنوان مثال اولين انساني که در پي يک کنش  نسبت به محيط خود برگي را بعنوان پوشش عورت خود استفاده کرد ، هيچگاه به آن به مصداق استاندارد عيني از پيش تعيين شده نمي نگريست . بلکه صرفا به دليلي که شايد خود هم هيچگاه آنرا نفهميد ، اين عمل در رفتارش رخ داد  .


**** فاست گوته بسيار بجا ميگويد که : IM ANFANG WAR DIE TAT    ( در ابتدا کنش بود ) .کنش ها هر گز ابداء نشده اند . بلکه تنها رخ داده اند . در حالي که انديشه ، ‌کشف نسبتا اخير انسان است . انسان ابتدا به وسيله عوامل نا خود آگاه رفتار مي کرد و دير زماني بعد به انديشيدن درباره سبب آنها پرداخت و بي شک به زمان درازي نياز داشت تا به اين انگاره ي اشتباه دست يازد که خودش مسبب رفتار هاي خود مي باشد ، زيرا ذهنش نمي توانست هيچ نيروي محرک ديگري جز نيروي خودش را شناسايي کند *** نقل از کتاب انسان و سمبل هايش – دکتر کارل گوستاو يونگ
اما به دليل تکرار و تقليد ديگر آدميان هم عصر وي و آنهاييکه بعد ها پا به عرصه وجود گذاشتند ، تبديل به رفتاري استاندارد شد ، که با حفظ ماهيت پوشش به اشکال مختلف در طول تاريخ خود نمايي نمود . بعد ها که آدميزاده پا به عرصه تفکر گذاشت ، متفکراني پديد آمدند که در محيط پيرامون خود با مشاهده رفتار هاي عادتمند ، دست به تفکر و انديشه زدند . اين متفکران عموما در محيط هاي کوچک خانواده – قبيله – دهکده – روستا و ... پديد مي آمدند . ايشان برخي رفتار ها را بنا به استاندارد هاي خود ساخته ذهني شان نا مناسب مي ديدند و جاي برخي رفتار ها را نيز در اين ميان خالي مي پنداشتند .  از همين رو با ترويج تغييراتي که خود ميخواستند ، سعي بر نظام مند کردن اخلاقيات محيط پيرامونشان داشتند .  اين دسته از افراد عموما در نگاه هاي تاريخي بنام پيامبر شناخته شده اند  .
اجبارا به دليل دور نشدن از بحث اصلي ناگزيرم تا توضيحات کامل تر را جهت توصيف پيامبر در فرهنگ انساني با ديدگاه معرفت شناسي نوين  را به مباحث آتي موکول کنم . 


اما بطور اجمالي ، با ديدگاه کلاسيک ، تا قبل از رنسانس به اشخاصي پيامبر  اطلاق ميشد که.....


ادامه مطلب...

اندیشه های شما()

نويسنده: الف نون جمعه 5 اسفند 1384 ساعت 10:28 عصر

بنام خداوند


همانگونه که در مقالات پيشين با عناوين : 1-انسان طبيعت تفکر 2- گزارشي از معرفت شناسي کوانتومي 3- نقش اطلاعات در اپستومولوژي کوانتومي  تلاش نمودم تا نمايي کلي از اپستومولوژي نوين کوانتومي  ارايه کنم ، در بحث حاضر و مباحث آتي سعي مي شود تا ذهن مخاطب گام به گام  به سوي هسته هاي اصلي تشکيل دهنده معرفت شناسي کوانتومي حرکت کند ، تا ضمن دانستن چيستي فحواي اين نوع جهان بيني ، بصورت متديک آموزشهايي نيز در خصوص کاربردي و کارکردي کردن آن در زندگي انديشمندانه و ا البته زندگي روزمره مان ارائه شود . دانستيم آدمي در طول تاريخ تمدن خود ( از آغازين روزهاي غارنشيني تا اکنون لبه فضا پيما ها )  مجموعه اي از رها ورد هاي انديشمندانه را در شاخه هاي  متفاوتي بنام فرهنگ سازماندهي نموده است . اين شاخه هاي متنوع شامل پنج عنصر اصلي بنام : علم – فلسفه – دين – هنر و عرفان است .به بياني ساده تر، به رهاوردهاي فلسفي ، علمي ، ديني ، عرفاني و هنري بشر ، فرهنگ اطلاق ميشود . و باز ميدانيم که هر يک از اين عناصر در طول حيات خود از بدو پيدايش تا اکنون ، انسان هاي شاخصي را در حافظه خود ثبت نموده اند که هر کدام سازندگان بخشي از بدنه اين عناصر پنج گانه بوده اند . تاريخ تمدن و فرهنگ بشري هيچگاه نام مردان انديشه اي همچون : ارسطو ، افلاطون ، ژاک دريدا ، جان لويي ، کانت ، دکارت و....را در ساختار انديشه هاي فلسفي و يا مردان انديشمندي چون : محمد ، موسي ، عيسي ، ابراهيم ، زرتشت و.... را در ساختار انديشه هاي ديني و بزرگاني چون : انيشتن ، لويي پاستور ، نيوتن ، ابن سينا ، زکرياي رازي و ..... در ساختار انديشه هاي علمي و يا افرادي چون : بتهوون ، لئوناردو داوينچي ، ونگوگ ، پيکاسو ، ويکتور هوگو و... را در دنياي هنر و عرفاي بزرگي چون : مولانا ، حافظ ، خانم آن ماري شيمل و... را درعرصه عرفان از ياد نخواهد برد . چراکه اين بزرگان هر کدام بخشي از بدنه عناصر فرهنگي و جزئي از بدنه فرهنگ بشري را معماري نموده اند.......


ادامه مطلب...

اندیشه های شما()

نويسنده: الف نون يکشنبه 9 بهمن 1384 ساعت 12:24 صبح

بنام خداوند
 


در ادامه سلسه مباحث اپستومولوژي کوانتومي و  انسان طبيعت تفکر ، ناگزيريم تا در خصوص اطلاعات و نقش آن در پيشروي معرفت شناسي کوانتومي به صورت گسترده تري به بحث بنشينيم . همانگونه که قبلا گفته شد ، اطلاعات بعنوان متريال اصلي معرفت شناسي کوانتومي ، نقش بسيار مهمي را در ساختار فکري انسان مدرن و پست مدرن امروز دارد . اطلاعات در دو بخش اطلاعات انساني و اطلاعات کيهاني مورد بررسي قرار ميگيرد . از آنجاييکه انسان ،خود بخشي از کيهان و هستي است ، پس اطلاعات انساني هم به نوعي در بررسي اطلاعات کيهاني ، زير مجموعه اطلاعات کيهاني محسوب ميشود . اما در حال حاضر چون اطلاعات را در بخش روابط انسان با انسان ميخواهيم مورد مطالعه قرار دهيم ، ناگزير به تفکيک اطلاعات به دو بخش انساني و کيهاني هستيم . به وقت بررسي اطلاعات کيهاني که در مباحث آتي مطرح خواهد شد ، اطلاعات انساني هم بعنوان بخشي از اطلاعات موجود در کيهان مورد شناسايي قرار خواهد گرفت . از ابتداي آغازين تجربيات تاريخ تمدن بشري ، اطلاعات در ساختاري بسيار ساده ، محصول تجربيات انسان را به ديگر انسانها منتقل مينمود .اين نقل و انتقالات با بهره گيري از حواس پنج گانه صورت ميگرفت ..بعنوان مثال وقتي اولين انسان بر حسب تجربه برگ را بعنوان پوشش عورت خود برگزيد ، اين تجربه در ماحصل خود اطلاعاتي مبني بر امکان استفاده از برگ درختان و گياهان براي پوشش عورت توليد نمود . ديگر انساني که در کنار اين انسان بود با استفاده از سيستم دريافت کنندگي بصري خود اطلاعات حاصله را دريافت و خود نيز چنين تجربه اي را عملي مينمايد . به همين ترتيب ساير تجربيات در ماحصل خود اطلاعاتي را توليد مينمود و انسان ها بوسيله پنج حواس خود اين اطلاعات را دريافت و نشر ميدادند . در اين ميان اتفاق بسيار جالبي که صورت ميپذيرفت اضافاتي بود که هر انسان به فراخور تجربيات جديد و يا خواستها  و ناخواستهايش به اطلاعات ماقبل خود مي افزود . و به همان ترتيب ماهيت اطلاعات خاصيت رو به تغيير و حتي تکامل نهاد .
با اين مثال که شايد اولين انساني که براي دفاع از خود از تکه استخوان حيوان مرده اي استفاده نمود و آنرا به سمت دشمن (انسان يا حيوان ) پرتاب نمود ، بروشني بتوان توضيح داد که اين عمل تجربي در ماحصل اتفاق افتادنش اطلاعاتي توليد و ديگر انسان هاي اطراف وي نيز همان تجربه را تکرار نمودند ......


ادامه مطلب...

اندیشه های شما()

نويسنده: الف نون دوشنبه 19 دي 1384 ساعت 4:12 صبح

بنام خداوند


 در ادامه مباحث  پيشين که بصورت اجمالي در خصوص انسان –طبيعت –تفکر و دين نگاشته شد ، به تبين جايگاه انسان در هستي و تعريف سيستم مغزي وي ميپردازم . در سلسله مراحلي که انسان در پي شناختش از جايگاه خود در طبيعت تبيين نموده ، آغازين انگاره هاي متديک به زمان ارسطو و افلاطون بر ميگردد . ارسطو و افلاطون مغز آدمي رو بعنوان پديده اي حقيقت ياب متصور ميشدند و تعاليم مکاتب فکري خود را نيز بر همين اساس طرح ريزي مينمودند . انسان از ديدگاه آنها موجودي براي يافتن حقيقت تعريف ميشد و ساير توانايي هاي وي ناديده  گرفته ميشد . انسان موجودي بود که صرفا براي حقيقت يابي متولد شده بود و بايستي به دنبال حقايق از پيش تعيين شده ميگشت .جالب اين جا بود که حقيقت هاي متصور انها ، صرفا حقيقت هاي متکي به باور هاي انساني بود و اين خود شکل حقيقت يابي انسان را دچار اشکال مينمود . چرا که آنچه آدمي به عنوان حقيقت ميافت مباني آن در آمال ها و آرزوهاي او محدود ميشد و آنچه که با چشم انساني قابل مشاهده بود و يا بعنوان ماورالطبيعه ارايه ميشد همه و همه ريشه هايي در خواستها و نا خواستهاي وي داشت .


پس لزوما آنچه که ماحصل حقيقت يابي وي بود برابر با تمام واقعيت هاي بيروني نبود . کم کم انسان متوجه نقش قلکي ذهن خود گرديد . ذهن قلکي اين قابليت را داشت


.....ادامه مطلب...

اندیشه های شما()

نويسنده: الف نون شنبه 5 آذر 1384 ساعت 1:12 عصر


تصور ميکنم اين پست بر خلاف معمول طولاني شد.اما تصور ميکنم بعد از خوندن نظرتون کاملا عوض بشه !
بنام خدا


 شايد از روزي که شروع به وبلاگ نويسي کردم يکي از مطالبي که مد نظرم بود در خصوصش بنويسم ، بررسي چگونگي پيدايش انديشه ها و باور هاي ديني بود . البته به لحاظ مخاطب عامي که در اينجا با مطلب روبرو ميشن ، مجبورم کمي از حالت تخصصي خارج بشم و به زبان عامه فهم بيان کنم .


دليلي که باعث شد بالاخره دست به نوشتن در اين خصوص بزنم ، نوشته ها و مطالبي که اين روزها در وبلاگ هاي مختلف و شايد در محاوره هاي عمومي در جاي جاي جامعه به اون پرداخته ميشه و اونهم ايرادات و مغالطه هايي هست که در خصوص متون ديني و کتب آسماني (در اصطلاح عاميانه ) وارد ميشه . من در اينجا قصد دفاع يا تکذيب ندارم و فقط به از باب توصيف به چگونگي پيدايش انديشه هاي ديني و غيره ميپردازم .....پس خواهش ميکنم بصورت ارزشي با مطلب برخورد نکنين و صرفا با ديدگاه توصيفي با مسئله برخورد کنيد .


انسانهايي در طول تاريخ تمدن انسان وجود داشتند که کلام و انديشه هاشون به هر نحوي ماندگار شده . در علم ، فلسفه ، دين ، هنر و عرفان انسان هاي درجه يکي وجود داشتند که سازندگان تاريخ تمدن بشري در حوزه مربوط به خودشون بودن . نميشود منکر ماندگاري انسانهايي از اين دست شد ،چرا که امروزه بعد از گذشت هزاران سال هنوز نام و انديشه آنها بعنوان جزء لاينفک تاريخ تمدن بشري ثبت شده و به بياني ميتوان آنها را سازندگان انديشه هاي بشري نام برد . اما ماندگاري آنها دليل بر عاري بودنشان از نقد نيست و به هر حال اين حق براي همگان محفوظه که نقد خودشون رو نسبت به اين سازندگان تاريخ و انديشه هاشون ابراز کنن .
اما تصور ميکنم گاهي نقد هايي انجام ميشه که بي توجه به چگونگي بوجود آمدن انديشه ها صورت ميگيره و به همين خاطر از شکل انتقادي به شکل مغالته تغيير رويه ميده . تصور ميکنم اگر روزي تصميم گرفته بشه که سازندگان تاريخ تمدن رو در يک جا جمع کرد ، همين تالار وحدت تهران خودمون براي اينکار کافي باشه و حتي جاي اضافه هم بياريم .اين به اين معني است که انگشت شمارن انسانهايي که در هر بخش از تاريخ ،وزن بودن خودشون رو حس کردن و تونستند از سطح به عمق جهان پيرامون خودشون برن و ناديده ها و نا گفته هايي رو از عمق طبيعت و هستي بيرون بکشن و به زبان انساني براي ما بيان کنند . همانطور که امروزه ثابت شده : طبيعت نسبت به هيچ يک از اجزاء خودش دوچار دوگانگي نميشه ، به اين مفهوم که هيچ گاه طبيعت بصورت انتخابي نسبت به اجزاء خودش واکنش نشون نميده .بعنوان مثال اگر شما به بالاي يک ساختمان ده طبقه برين و  خودتونو بي توجه به قانون جاذبه زمين به پايين پرت کنيد ، همون اتقاقي براي شما خواهد افتاد که اگر انيشتن يا موسي يا هر انسان ديگه اي خودش رو پرت کنه .با اين تفاوت که عکس العمل طبيعت با توجه به تفاوت وزن افراد و ميزان نيرويي که متعاقبش به جسم وارد ميشه متفاوته ... به بياني ساده تر عدم وجود دوگانگي در اينجا بدين معني است که هيچ دستي از آسمان براي نجات انيشتن يا موسي و عيسي و يا شما نخواهد آمد .و براي طبيعت تفاوتي نميکند که چه کسي يا چه چيزي قوانين طبيعي اش را ناديده گرفته ! خواه محمد (ص)  باشد و خواه انيشتن و يا هر شخص ناشناسي و يا حتي يک تکه سنگ .نيروي جاذبه زمين يک مکانيسم و قانون طبيعي است و در مورد شخصيت ها قضاوتي ندارد ، چون انديشه انساني در آن بکار نرفته و صرفا يک مکانيسم طبيعي اتفاق ميافتد ، از همين روست که ميگم طبيعت هيچ دوگانگي اي در برابر اجزاء خودش نداره .
اينکه گاهي انسان در طول زندگي طبيعي اش ، براي عامه فهم کردن برخي جريانات از انگاره هاي انساني استفاده کرده ،امري بديهي است .در هر جرياني که انسان دست به توصيف جريانات غير معمول زده (با واژه غير طبيعي موافق نيستم ) و قصد توصيف مسايل پيرامون خودش رو داشته ، ناگزير از واژه هاومفاهيم انساني استفاده کرده . بعنوان مثال يک لحظه انسان رو از کل هستي حذف کنيد .. حالا واژه هاومفاهيمي مثل عشق – دوستي – خشم – زشتي – زيبايي – کوتاهي – بلندي – خشم – قدرت ....( هر واژه يا مفهومي که به ذهنتون ميرسه به جاي نقطه چين بگذاريد ) و يا حتي مفهوم خدا رو معني کنيد .
 هيچ درختي نسبت به هيچ رودخونه اي عاشق تر يا زيباتر نيست .هيچ کوهي بلند تر از يک درخت نيست .هيچ پرنده اي يباتر از شب نيست و....   با اين آزمايش ساده متوجه ميشين که هيچ واژه اي در طبيعت و هستي بدون حضور انسان معني پيدا نميکنه . اين به چه معناست ؟ ...


ادامه مطلب...

اندیشه های شما()


فهرست
33252 :مجموع بازديدها
2 :بازديد امروز
موضوعات وبلاگ
حضور و غياب
يــــاهـو
لوگوي خودم
نگرشهاي پيچيده،انديشه اي ژرف. انسان - طبيعت - تفکر
جستجوي وبلاگ من
:جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

لوگوي دوستان
























لينک دوستان
*شبنم فکر2*
سايت دوست داران ايران
بخش فارسي سايت بي بي سي
زندگينامه مشاهير ايران
آپلود عکس
ايران جنسي
رفرميست
فيلتر شکن
کدهاي جاوا
**اگه شوهر داشتم**
آموزش روانشناسي و بهداشت رواني**
بهبودي(انجمن معتادان گمنام)
سفر شب
**عمو هومن **
**تاپن **
نگرشهاي پيچيده در گوگل
فرداي روشن
آپلود عکس 2
نســــــــــــــــــــيم مهرباني
*گياهان سحر آميز*
*بـــــــــــــــــــي بي نــــــــــــــــاز *
***کودکـــــانه***
نقطه ته خط
دنياي دخترانه - آرزو
طنز پارسي
آپلود عکس 3
**پولدار آينده(ماجراجويي اينترنتي يک ايراني براي پولدار شدن)**
به کمپین روبان آبی برای آزادی بیان بپیوندید
Google Groups عضويت در گروه نگرشهاي پيچيده ، انديشه اي ژرف . انسان طبيعت تفکر
نشانی پست الکترونیک:
Browse Archives at groups.google.com
آواي آشنا

بايگاني نوشته ها
مقدمه بي مقدمه !
نوروز را جشن بگيريم ، اما به ياد داشته باشيم....
پيشينه
روانشناسي دنياي درون شخصيت انسان (حياط خلوت رواني)
روانشناسي شخصيت دنياي درون (حياط خلوت رواني ) قسمت ب
انتخابات رياست جمهوري(من راي نخواهم داد)
انتخابات رياست جمهوري(اجبارا راي ميدم )
روانشناسي تنش هاي فلسفي ذهن( الف)
مسخ به خاطر توهين به قران
انسان و دغدغه هايش
دريغ ....
واژگان به فرياد خطا ها ميرسند
نکاتي در خصوص تعصب در دنياي انديشه
معرفي يادداشتهاي بي دليل
اولين سالگرد آدرس جديد . نوروز . و چيزهايي براي تمرين
کوتاه-براي اعتراض به حمله احتمالي امريکا به ايران نامه اي به بوش
متفرقه [3]
فراخوان بزرگ اينترنتي اعتراض همگاني سايتها - وبلاگها به کشتار ان
اشتراک

نام:

ايميل:

 

Online User :